الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
49
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
همگى گفتند : هان ، پس سوار شويد . ) زهير نيز مىگويد : بالخير خيرًا " تَ " و إن شرًّا فا * ولا أريد الشرّ إلّاأن تا « 1 » ( در برابر خوبى ، خوبى را مىخواهى و در برابر بدى ، بدى را ؛ و من بدى را نمىخواهم ؛ مگر اين كه تو بخواهى . ) ولى سخن در " الم " اين گونه نيست . « 2 » دليلى نيز از خارج بر آن دلالت نمىكند ؛ چرا كه اگر دليلى وجود داشت ، به طور معمول بايد نقل مىگرديد ؛ زيرا اگر اين گونه تفسير و تفهيم معنا امكان داشت ، انگيزههاى فراوانى بر نقل آن [ و دلايل و شواهد آن ] وجود داشت . نبودنِ چنين تفسيرى [ در كلام عرب ] نشان مىدهد كه اين حروف [ مقطعه ] از نوع متشابهات هستند ؛ اگر دليلى بر معناى آن دلالت كرد ، به آن معنا بازگردانده مىشود . . . گفتارها و ديدگاههايى در تفسير اين حروف وجود دارد كه هيچ يك مستند به شاهد يا دليلى نيستند . بدين سان ، اگر اين سخنان را با معيار پيش گفته ارزيابى كنيم « 3 » ، آنها را مبهم مىيابيم . با اين حال و با وجود ابهامهاى اين گونه تفاسير ، گروهى از افراد منتسب به علم ، بلكه منتسب به آگاهى و شناخت حقايق امور ، اين تفاسير را ادلهء خود در ادعاهايى كه به قرآن نسبت دادهاند ، به شمار آوردهاند . گاه نيز برخى از اين تفاسير را به امام امير مؤمنان عليه السلام نسبت داده و آن را پايهء علوم و منبع مكاشفاتِ احوال دنيا و آخرت پنداشتهاند . آنها اين تفاسير را مراد خداوند متعال در خطاب خود با عربهاى بى سواد مىدانند ؛ آنهايى كه چيزى از مراد خداوند را درك نمىكردند .
--> ( 1 ) . منظور وى از « تَ » ، « تشاءُ » و از « فا » ، فاء جزاء است ؛ يعنى « و إن شرًّا فشرّ » . نيز مرادش از « تاء » [ در مصرع دوم ] ، « تشاء » است . ( بنگريد به : قرطبى ، ج 1 ، ص 155 و 156 ) . ( 2 ) . يعنى در « الم » شاهدى بر تفسير ياد شده وجود ندارد ؛ آن گونه كه در سه نمونهء شعرى وجود داشت . ( 3 ) . يعنى ارزيابى با دو شرط پذيرش تأويل و تفسير باطنى .